<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>Encounters in translation</title>
    <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation</link>
    <language>fr</language>
    <item>
      <title>Yara ile Söz Arasında Bir Köprü: Filistinli Bir Çevirmenin İkiye Bölünmüş Yaşamı</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1611</link>
      <description>This essay examines the act of translation from Gaza as a form of bearing witness to a disappearing world, where language itself becomes both a vessel of survival and a site of struggle. In the face of ongoing erasure, the Palestinian translator occupies a liminal space, bridging the immediacy of grief experienced in Arabic with the distanced, often sanitized structures of another language that was never designed to carry such devastation. The text meditates on the ethical weight of translating stories born in the rubble, testimonies shaped between airstrikes, between remembrance and the threat of silence. Each word must pass through a terrain marked by power, euphemism, and indifference, forcing the translator to navigate the fine line between softening grief for legibility and preserving its urgency in a language conditioned to neutralize pain. Anchored in the Palestinian experience, the essay contends that translation is no longer merely a linguistic task, but a political and moral one, charged with refusing disappearance, resisting domestication, and holding space for voices that may not survive beyond the sentence. In translating Palestine, the translator labors not only to carry meaning, but to preserve life, agency, and memory in a world that often demands erasure before it offers attention. Cet essai se penche sur l’acte de traduction depuis Gaza et l’entend comme une forme de témoignage sur un monde en voie de disparition, où la langue elle-même devient non seulement un radeau de survie, mais aussi un lieu de lutte. Face à l’effacement progressif de ce monde, les traducteur·rices palestinien·nes occupent un espace liminal, servant de pont entre l’immédiateté de la douleur vécue en arabe et les structures distantes, souvent aseptisées, d’une autre langue qui n’a jamais été conçue pour supporter une telle dévastation. Le texte médite sur le poids éthique de la traduction des récits qui naissent sous les décombres, des témoignages qui prennent forme entre deux raids aériens, entre commémoration et menace de silence. Chaque mot doit se frayer un chemin sur un terrain miné par le pouvoir, l’euphémisme et l’indifférence, forçant les traducteur·rices à chercher un juste équilibre entre l’atténuation de la douleur à des fins de lisibilité et la conservation de son urgence dans une langue prédisposée à neutraliser la souffrance. Ancré dans l’expérience palestinienne, cet essai soutient que la traduction cesse d’être une simple tâche linguistique, et qu'elle devient politique et morale, chargée de refuser la disparition, de résister à l’apprivoisement, et de garder un espace pour des voix qui pourraient ne pas survivre au-delà de la phrase. En traduisant la Palestine, les traducteur·rices œuvrent non seulement au passage du sens mais aussi à la préservation de la vie, de l’agentivité et de la mémoire dans un monde qui a tendance à n’accorder son attention qu’une fois satisfaite son exigence d’effacement.Traduit par Julie Boéri. Accédez à la TRADUCTION FRANÇAISE du texte complet. </description>
      <pubDate>jeu., 17 sept. 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1611</guid>
    </item>
    <item>
      <title>Σύνοψη. Πέρα από το προσκέφαλο του ασθενούς: επαναπροσδιορίζοντας την αφηγηματική ιατρική για τη μεταφορά γνώσης</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1679</link>
      <description>Το παρόν άρθρο επιχειρεί να επεκτείνει το παραδοσιακό πεδίο εφαρμογής της αφηγηματικής ιατρικής πέρα από τα όρια της κλινικής διάδρασης και της ιατρικής πρακτικής σε ατομικό επίπεδο, τα οποία έχουν καθορίσει διαχρονικά τον ρόλο της, αναδεικνύοντας τον ενισχυτικό ρόλο της στη μεταφορά της ιατρικής γνώσης. Η μεταφορά της γνώσης (KT), η οποία συχνά συνδέεται με την πιο εμπειρική, επιστημονική διάσταση της ιατρικής, επιδιώκει να γεφυρώσει το χάσμα μεταξύ της ιατρικής έρευνας και της πρακτικής εφαρμογής της, εξομαλύνοντας έτσι την ένταση μεταξύ επιστήμης και πολιτισμού προς όφελος της ιατρικής βασισμένης στην τεκμηρίωση (EBM). Από την άλλη πλευρά, η αφηγηματική ιατρική δίνει συνήθως έμφαση στις ανθρωπιστικές και πολιτισμικές διαστάσεις της υγειονομικής περίθαλψης και εστιάζει σε μεγάλο βαθμό στην εμπειρία του μεμονωμένου ασθενούς μέσα στο συγκεκριμένο πολιτισμικό και αφηγηματικό του πλαίσιο. Πρωταρχικό της μέλημα είναι το προσωπικό βίωμα του ασθενούς και του κλινικού ιατρού, και η πράξη της αφήγησης σε ατομικό επίπεδο και όχι τα αφηγηματικά θεμέλια της ιατρικής πρακτικής εν γένει. Αυτό συχνά οδηγεί στην αντίληψη ότι η αφηγηματική ιατρική αποτελεί την «καλλιτεχνική» πλευρά της ιατρικής πρακτικής, η οποία έρχεται σε αντίθεση με τις αυστηρές επιστημονικές μεθοδολογίες της ιατρικής βασισμένης στην τεκμηρίωση. Στην παρούσα έρευνα, μέσα από την αμφισβήτηση του διαχωρισμού μεταξύ τέχνης και επιστήμης, η οποία διαφοροποιεί την αφηγηματική ιατρική από τη μεταφορά της γνώσης (KT), επιχειρού</description>
      <pubDate>jeu., 17 sept. 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1679</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: ظهورِ «مردمِ غیربومی»: مواجهه با استعمار در ترجمه اساطیرِ بومی</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1805</link>
      <description>به تقلید از والتر بنیامین، وظیفه مترجم در تفسیرِ یک اسطوره بومی چیست؟ این مقاله در پیِ شناساییِ مخاطرات است و استدلال می‌کند که این مخاطرات بسیار مهم‌اند. نویسنده در طولِ دهه‌ها کار با مردمانِ بومی‌ای که اغلب «وارائو» خوانده می‌شوند و در جنگل‌های بارانی شرقِ ونزوئلا ساکن‌اند، با مسائلِ بغرنجِ ترجمه و خشونتِ استعماری مواجه شد. سنتِ آمریکایی — که به‌طورِ کلاسیک توسط فرانتس بواس پیشبرده شد — گردآوریِ قوم‌نگارانه و ترجمه اساطیر و دیگر روایت‌های بومی را در مرکزِ انسان‌شناسی، زبان‌شناسی و فولکلورشناسی قرار داد. شهرتِ شخصیت‌هایی مانند ادوارد ساپیر، روث بندیکت، پل رادین، ملویل جیکوبز، دل هایمز و دنیس تدلاک تا اندازه‌ای از طریقِ گردآوری، ترجمه و تفسیرِ اساطیرِ بومیانِ آمریکا و استفاده از آن‌ها به‌عنوانِ زیرساختِ فکری برای ارائه چارچوب‌هایی جهتِ تعمیم درباره زبان، فرهنگ، جهان‌بینی و گرایش‌های روان‌شناختی شکل گرفت. این فعالیت صرفاً محدود به آمریکای شمالی نبود. شاید به‌ویژه کلود لوی-استروس مجموعه چهارجلدیِ Mythologiques را درباره اسطوره‌های آمریکای جنوبی و شمالی منتشر کرد (۱۹۶۹). برای لوی-استروس، اسطوره‌ها منابعِ اصلیِ آشکارسازِ منطقِ پایه‌ایِ فرهنگ‌های منفرد، الگوی فرهنگیِ بنیادینِ بومیانِ آمریکا، و ساختارِ ذهنِ انسان بودند. این سنتِ علمی اخیراً از طریقِ آنچه «رویکرد هستی‌شناختی» خوانده شده — به‌ویژه در کارهایِ ادواردو ویویروس دِ کاسترو و فیلیپ دسکولا — بار دیگر موردِ توجه قرار گرفته است. ویویروس دِ کاسترو (۲۰۰۴) پیشنهاد کرد که «کیهان‌شناسی‌های سرخ‌پوستان آمریکایی» رابطه میانِ انسان‌ها و غیرانسان‌ها را از طریقِ «چشم‌انداز‌گرایی» ترسیم می‌کنند: افراد، حیوانات و اشیاء به‌صورتِ رابطه‌ای و </description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1805</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: مترجم و قربانی آیینی: در باب میل تقلیدی و میانجی‌گری میان‌فرهنگی</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1807</link>
      <description>در تابستان سال ۱۹۹۳، چندین شاعر و موسیقیدان --که بسیاری از آن‌ها از تبار علوی بودند—برای شرکت در کنفرانسی در هتل مَدیمک شهر سیواس (ترکیه) اقامت داشتند. یکی از مهمانان هتل، عزیز نسین، نویسنده مشهور ترک بود که به‌طور جنجالی خبر از ترجمه کتاب آیات شیطانی اثر سلمان رشدی داده بود؛ کتابی که به‌دلیل اتهام به کفرگویی، به‌شدت محکوم شده بود. دوم ژوئیه، پس‌از نماز جمعه، گروهی از ساکنان شهر سیواس به‌سوی هتل مدیمک راهپیمایی کردند و آن را به آتش کشیدند. در این حادثه، ۳۷ نفر جان خود را از دست دادند و بسیاری دیگر زخمی شدند. رسانه‌های بین‌المللی در واکنش به این واقعه، توجه زیادی به نقش عزیز نسین داشتند که موفق شد از این حمله جان سالم به‌در ببرد. این نوع روایت‌پردازی چندان غیرمنطقی نبود؛ چرا که پیش‌تر به مترجم ایتالیایی آیات شیطانی حمله شده بود و مترجم ژاپنی آن به قتل رسیده بود. این مقاله به روایت‌های مختلف از رخ‌دادهای سیواس استناد می‌کند و آن‌ها را در پرتو سازوکار قربانی آیینی، بررسی می‌کند که مفهومی محوری در آثار رنه ژیرارد (۲۰۰۵، ۱۹۸۶) درباره تقلید، میل و خشونت است. بر اساس نظریه تقلیدی ژیرارد، در هر گروه اجتماعی، امیال انسان‌ها نه از سر اختیار فردی یا میل درونی، بلکه در سایه امیال دیگران شکل می‌گیرد. انسان‌ها به اشیاء و جایگاه‌هایی چشم می‌دوزند که الگوهایشان برای آن‌ها ارزش قائل‌اند، و این‌گونه میل، در نهایت، الگوها را به رقیب بدل می‌سازد. در نتیجه، تعارض‌ها شکل می‌گیرد و چه بسا به خشونت کشیده شود. در بحبوحه نزاع و جدل، نوعی همسانی هولناک میان افراد گرفتار در تقلید متقابل پدید می‌آید، و همین می‌تواند کل گروه اجتماعی را دچار هرج‌و‌مرج سازد. برای اینکه جلوی گسترش خشونت گرفته شود، همه اعضای </description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1807</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: زمان‌مندی و ترجمه: روایتِ مضمون‌دار و بی‌مضمون</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1808</link>
      <description>حجمِ عظیمی از ادبیات درباره نقشِ روایت در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی وجود دارد که در رشته‌های گوناگون و در طولِ دهه‌ها تولید شده است. اگرچه در کل توافق وجود دارد که روایت برای هستی و شناخت اهمیت دارد، توافقِ کمتری درباره نقشِ دقیقِ آن هست. بنیادی‌ترین موضوعاتِ موردِ بحث به این بازمی‌گردد که روایت تا چه حد عمق دارد: آیا انسان‌ها ابتدا وجود دارند و سپس قصه‌گو می‌شوند تا زندگی و جهانِ پیرامونِ خود را تفسیر کنند، یا ما «حیواناتِ قصه‌گو» (مک‌اینتایر، ۲۰۰۷، ص. ۲۱۶) تا بدان حد پایه‌ای هستیم که خودِ وجودِ آدمی ذاتاً روایی است؟ آیا روایت یک ویژگیِ جهانیِ انسانیِ اصیل است که آن را به‌ویژه برای ترجمه سازگار می‌سازد؟ آیا گذشته تاریخی و حالِ زیسته به‌خودی‌خود موجودند یا از طریق روایت ساخته می‌شوند؟ آیا روایت یکی از راه‌های متعددِ دست‌یابی به معرفت است یا «شکلِ دانش همان‌گونه که نخستین‌بار آن را ادراک می‌کنیم» (فیشر، ۱۹۸۷، ص. ۱۹۳)؟ اگر بپذیریم که روایت یک وضعیتِ معرفت‌شناختی است، باید تنوعِ شکل‌های آن را لحاظ کنیم: شیوه‌های صریح و آگاهانه تاریخ‌نگاری، مصنوعاتِ متنی و ادبیِ شعرگونه، «بازگوییِ تجربه‌های گذشته» (لبوف، ۱۹۷۲، ص. ۳۵۹) در گفت‌وگوهای روزمره و فرآیندهایِ شناختی‌ای که روایت در آن‌ها به‌عنوانِ یک نوعِ تفکر فهمیده می‌شود. این گونه‌های روایت چگونه با هم پیوند می‌خورند؟ آیا همه آن‌ها جلوه‌هایی از یک پدیدۀ بنیادیِ واحدند که می‌توان آن‌ها را در یک دسته کلی گنجاند، یا تفاوت‌های بنیادینی بروز می‌دهند؟ آیا برخی از آن‌ها اساسی‌ترند یا همه به‌طورِ یکسان اولیه‌اند؟ عنصرِ مشترکِ این دیدگاه‌های متفاوت نسبت به روایت، به‌نظرِ من، زمان‌مندی است — همه روایت را چیزی می‌دانند که رابطه کلیدی‌ای با زمان دا</description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1808</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: نظریه‌های معرفت‌شناختیِ ترجمه در حوزه‌ی ادبیات جهان</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1809</link>
      <description>ترجمه همواره به‌عنوان یکی از عناصر تعیین‌کننده‌ی ادبیات جهان به‌کار گرفته شده است؛ به‌ویژه در آثار دیوید دمروش که در شماری از پژوهش‌های خود تأکید می‌کند «دستاوردهای» یک اثر در این حوزه ناشی از گردش آن میان بسترهای زبانی گوناگون است. به بیان دیگر، این ترجمه است که امکان می‌دهد متون «به جهانی گسترده‌تر فراتر از خاستگاه زبانی و فرهنگی خود راه یابند» (دمروش، ۲۰۰۳: ۱۲). جابه‌جایی‌های فراملی، فرافرهنگی و به‌ویژه فرازبانی، بخشی از تز مرکزگرای پاسکال کازانووا در «جمهوری جهانی ادبیات» (La République mondiale des lettres) (۱۹۹۹)را نیز شکل می‌دهند؛ تزی که بر اساس آن عبور از پاریس، که اغلب با ترجمه به زبان فرانسوی همراه است، به‌مثابه نوعی تقدیس ادبی و در بسیاری موارد مدخلی برای ورود به مجموعه آثار معتبر عمل می‌کند. این مقاله با تمرکز بر تولید و مصرف ادبیات جهان، چنین خوانش‌هایی را بررسی، بسط و در نهایت به چالش می‌کشد. در این مسیر نه‌تنها نشان می‌دهد که ترجمه در چنین بافت‌ها و برداشت‌هایی می‌تواند به‌عنوان ابزاری مفهومی و زاویه دیدی مهم برای تحلیل متون مربوط به این مقوله به‌کار رود، بلکه همچنین استدلال می‌کند که ادبیات جهان، اگر به‌صورت گردشی و رابطه‌مند در نظر گرفته شود، امکان تحلیل حضور و نقش معرفت‌شناسی ترجمه‌ای را نیز فراهم می‌سازد. از زمان ابداع واژه‌ی Weltliteratur توسط گوته در سال ۱۸۲۷، مفهوم ادبیات جهان در پی برهم‌زدن روش‌شناسی ملی‌گرایانه و فرضیات (اغلب زبان‌شناسی قومی) در مطالعات ادبیات‌های ملی بوده است. با این حال، این مفهوم اغلب نوعی معرفت‌شناسی تک‌زبانه را جایگزین آن سوگیری‌ها کرده است؛ رویکردی غیرزبانی به ادبیات که چالش‌های پژوهش چندزبانه را نادیده می‌گیرد (فیپس، ۲۰۱۹). تک‌ز</description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1809</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: ترجمه سیاسی سلسله‌مراتبی در برابر ترجمه سیاسی افقی در اسپانیای پس از جنبش ۱۵M</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1810</link>
      <description>در چند دهه اخیر، برداشت‌های گسترش‌یافته از ترجمه که فراتر از تعریف محدودِ ترجمه بین‌زبانی می‌روند، به عناصر محوری در طیف وسیعی از چارچوب‌های نظری و رویکردهای علوم انسانی و اجتماعی بدل شده‌اند. با این حال، در این مباحث معمولاً به سیاست و نظریه‌های سیاسی توجه چندانی نمی‌شود. این موضوع زمانی چشمگیرتر می‌شود که هم به میراث فکری غنی این سنت—با چهره‌هایی تأثیرگذار همچون آنتونیو گرامشی (به نقل ازبوتمان، ۲۰۱۰ ؛ لکورت، ۲۰۱۰و جودیت باتلر،۲۰۰۰)—و هم به گسترش و عمومی‌شدن اخیر مفهوم ترجمه در میان فعالان اجتماعی بنگریم. برای پر کردن این خلأ، به رویکرد تحلیلی‌ای تکیه می‌کنم که از تازه‌ترین اثرم، ترجمه بحران (فرناندز، ۲۰۲۰)، برگرفته شده است؛ کتابی که نقش ترجمه را—چه در سطح زبانی و چه به‌عنوان کنشی مفهومی—در جنبش اعتراضی اسپانیا در سال ۲۰۱۱، مشهور به «۱۵M » یا «خشمگین‌ها»، و پیامدهای سیاسی آن بررسی می‌کند. فضای سیاسی و فرهنگی پس از جنبش «۱۵M » در اسپانیا به‌شکلی تعیین‌کننده از طریق ترجمه و شیوه‌های آن شکل گرفت. این موضوع، برای نمونه، در انتشار گسترده ترجمه‌ها توسط ناشران سیاسی، برجسته‌شدن چهره‌هایی چون سیلویا فدریچی و دیوید هاروی از رهگذر ترجمه، و رواج مفاهیم سیاسی مهمی همچون comunes و cuidados که در فرایندهای پیچیده ترجمه پدید آمده‌اند قابل مشاهده است. این گرایش همچنین در کاربرد ترجمه به‌عنوان مفهومی سیاسی از سوی فعالان و نمایندگان احزاب چپ‌گرای جدید نمود یافت؛ به‌ویژه در حزب پودموس که در سال ۲۰۱۵ در واکنش به خواسته‌های جنبش «۱۵M » بنیان گذاشته شد، هرچند رابطه‌ای پرتنش و پیچیده با آن جنبش و دیگر گروه‌های سیاسی داشته است. شایان ذکر است که بخش مهمی از اعضای اولیه پودموس استادان دانشگاه در حوزه</description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1810</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: روی‌آوری به ترجمه در پزشکی روایی: پژوهشی درباره «نوروسوئیت» مارگریتا گویداچی</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1811</link>
      <description>در این مقاله من روی‌آوری به ترجمه در پزشکی روایی را مطرح می‌کنم. استدلالِ من بر دو پیش‌فرضِ اصلی استوار است: نخست آن‌که بیماری تجربه‌ای ذاتاً بیگانه‌ساز است، تجربه‌ای همانندِ سخن گفتن به زبان بیگانه؛ و دوم آن‌که گفتمان‌های سلامت و بیماری تحت سیطره الگوهای روایی بوده‌اند که نتوانسته‌اند گفتارِ اساساً ترجمه‌ای (بیگانه و بیگانه‌ساز)ِ بیماران ــ یا فقدانِ این گفتار ــ را بازنمایی کنند. این استدلال، الگوی غالبِ «بیماری به‌منزله روایت» را زیر سؤال می‌برد و در برابرِ آن مفهومِ شالوده‌شکن «بیماری به‌مثابه ترجمه» را پیش می‌نهد. در تأییدِ استدلالِ خویش به شرح زیر پیش می‌روم. ابتدا برای بازاندیشی در پزشکی روایی به‌عنوانِ ترجمه استدلال می‌کنم و این ایده را که بیماری ذاتاً بیگانه‌کننده است گسترش می‌دهم. سپس با تحلیلِ یک نمونه شاخص از معرفت‌شناسیِ ترجمانیِ سلامت و بیماری پیشتر از آن که این مفهوم ساخته شده باشد، ویژگی‌های این طراحیِ بازاندیشی‌شده و ترجمانی از پزشکیِ روایی را ترسیم و بررسی می‌کنم. «نوروسوئیت» مارگریتا گویداچی (۱۹۹۹الف) مجموعه‌ای شاملِ ۸۰ قطعه شعر است که در آن تجربه شاعر ــ بیمار از زندانی‌شدن در تیمارستان، شیوه‌های (ن)گرفتنِ ارتباط با درمانگران، و نیز اشکالِ پنهان و «مبهم»ِ معرفتِ روان‌پزشکی برخاسته از رنج را بازگو می‌کند. این مجموعه شعر، نوشته زنی در زبانِ غیرانگلیسی (ایتالیایی) و در بافتِ غیرانگلیسی (ایتالیا در قرنِ بیستم)، در مورد حواشی پزشکیِ روایی روشنگری می‌کند؛ رشته‌ای که نه‌تنها گرفتارِ سیطره منطقِ روایت‌شناسانه بوده و «شیوه‌های دیگرِ تأمل و بازنماییِ تجربه» را به حاشیه رانده است (وودز، ۲۰۱۱: ۲۰۲)، بلکه تا امروز نیز عمدتاً انگلیسی‌محور مانده است (ویلسون، ۲۰۲۳؛ آرنالد</description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1811</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: درباب خفاش‌ها، وام‌گیری‌ها و آغازها: چگونه ترجمه ادبیات را پدید می‌آورد</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1813</link>
      <description>اگرچه داستان‌ها و اسطوره‌ها در همۀ جوامع یافت می‌شوند، پیدایش آنچه می‌توان «ادبیات» نامید، پدیده‌ای بسیار نادر است. بیشتر زبان‌های گفتاری حتی دارای خط نیستند و ظهور نوشتار یا زبان مرئی، خود به خود نشان‌دهندۀ آغاز ادبیات نیست. سوال اینجاست که پس ادبیات چگونه شکل می‌گیرد؟ این مقاله تلاش دارد به این پرسش گسترده پاسخ دهد؛ بدین منظور نگاهی به یکی از گروه‌های اقلیت کوچک تبتی-برمه‌ای در جنوب‌غربی چین، یعنی قوم ناشی، می‌اندازد و بررسی می‌کند که چگونه متون آیینی آنان ممکن است به ادبیاتی برای مصرف گسترده‌تر تبدیل شده باشد. این موضوع ما را به تاریخ ادبیات و آغازهای ادبی برمی‌گرداند و از طریق نمونه‌ای روشن، به گردآوری اخیری دربارۀ همین مسئله هدایت می‌کند: چگونه ادبیات‌ها آغاز می‌شوند: تاریخی جهانی (لانده و فینی، ۲۰۲۱). همان‌طور که از عنوان پیداست، ویراستاران جوئل لانده و دنیس فینی در این مجموعه قصد دارند آغازهای ادبیات را آشکار کنند. کتاب بر اساس تقسیم‌بندی جغرافیایی تنظیم شده است: از چین شروع می‌کند و به ژاپن و کره می‌رود، سپس به هند، یونان و لاتین امپراتوری روم، و بعد به زبان‌های رومانس می‌پردازد. آفریقا نیز در این مجموعه جایگاهی دارد و ادبیات آفریقایی-آمریکایی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. اما بخش «ادبیات جهانی» تقریباً چون پاورقی است که در انتهای کتاب و در چند صفحۀ ناچیز افزوده شده است؛ تنها می‌توان حدس زد که جهان، تا این نقطۀ دیررس در مجموعه، پیموده شده است. اینجاست که مشکل آشکار می‌شود: مگر ادبیات چینی یا یونانی نیز «ادبیات جهانی» نیست؟ در نتیجه‌گیری بررسی کلی‌شان، ویراستاران تقریباً مبهوت به نظر می‌رسند که چیزی شبیه به ترجمه ممکن است نقطه مشترک پیدایش ادبیات در سراسر جهان باشد. ب</description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1813</guid>
    </item>
    <item>
      <title>خلاصه: فراتر از بالین: بازاندیشی پزشکی روایتی برای انتقال دانش</title>
      <link>https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1815</link>
      <description>هدف کلی این مقاله آن است که دامنۀ سنتی پزشکی روایتی را از حریم آداب بالین و سطح فردی ممارست پزشکی که تاکنون نقش آن را تعریف کرده‌اند، فراتر ببرد. این امر از راه نشان دادن ظرفیت پزشکی روایتی برای تقویت انتقال دانش پزشکی محقق می‌شود. انتقال دانش که اغلب با بُعد تجربی و علمی پزشکی پیوند می‌خورد، درصدد پل زدن بر شکاف میان تحقیقات پزشکی و کاربست عملی آن است و از این طریق تنش میان علم و فرهنگ را به سود الگوی مبتنی بر شواهد حل می‌نماید. پزشکی روایتی از سوی دیگر، معمولاً بر ابعاد انسان‌شناختی و فرهنگی مراقبت‌های بهداشتی تأکید نموده و عمدتاً بر تجربۀ بیمار فردی در بافت فرهنگی و روایتی خاص وی متمرکز بوده است. تمرکز اصلی آن بر تجربۀ منحصربه‌فرد بیمار و پزشک در هر مورد جداگانه و بر کنش فردی روایت‌گری بوده است، نه بر زیرساخت‌های روایتی که کل نظام پزشکی را شکل می‌دهند. این مسئله اغلب برداشتی از پزشکی روایتی به‌مثابۀ جنبۀ «هنری» فعالیت پزشکی ایجاد کرده که در تقابل با روش‌شناسی‌های علمی دقیق پزشکی مبتنی بر شواهد قرار می‌گیرد. نگارنده با به چالش کشیدن تقسیم‌بندی دوقطبی هنر در برابر علم که پزشکی روایتی را در تضاد با انتقال دانش قرار می‌دهد، نشان می‌دهد که مفاهیم ریتا کارون (۲۰۱۷) دربارۀ توجه، بازنمایی و تعلق—که به‌مثابۀ نشان ممیز پزشکی روایتی شناخته می‌شوند—می‌توانند برای اثبات رابطه‌ای مکمل میان پزشکی کاربردی‌سازی و پزشکی روایتی به کار گرفته شوند. بر اساس رویکرد دریدا، مفهوم «مکمل» دارای دو وجه است: از یک سو، چیزی اضافه که از بیرون به یک کل طبیعی و اصیل افزوده می‌شود، و از سوی دیگر، جبران‌کننده‌ای برای نقصی که از همان ابتدا در آن کل طبیعی وجود داشته است. تحلیل من نشان می‌دهد که ابعاد روایتی، </description>
      <pubDate>ven., 14 août 2026 00:00:00 +0200</pubDate>
      <guid isPermaLink="true">https://publications-prairial.fr/encounters-in-translation/index.php?id=1815</guid>
    </item>
  </channel>
</rss>